أبو الحسن الشعراني

334

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

شاعرى دربارهء او گفت : بطل النّحو جميعا كلّه * غير ما أحدث عيسى بن عمر و او همان است كه غريب در سخن خود بسيار مىآورد ، وقتى گفت : مالكم تكأكأتم على كتكأكئكم على ذي جنة افرنقعوا عنّي . « 1 » وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا . « 2 » مؤلف : مروان حكم مولايش را ( ابو رافع ) . به نزديك عبد اللّه عبّاس فرستاد و گفت : اگر چنان‌كه خداى تعالى عذاب خواهد كردن آن را كه شاد باشد به آنچه بكند يا خواهد كه او را حمد كنند بر آنچه نكرده باشد ، همه همچو نبينيم . پس كيست كه از عذاب مسلّم خواهد بودن ؟ مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : اين آيه را با ما چه سبيل است كه در شأن جماعت جهودان آمد كه رسول عليه السّلام چيزى از ايشان بپرسيد به خلاف راستى خبر دادند و نمودند كه ما راست گفتيم ، آن‌گه به آن كتمان و خلاف راستى شاد بودند و مىخواستند تا ايشان را بر آن محال كه گفته بودند ، حمد كنند ، خداى تعالى در شأن ايشان فرستاد . علّامه شعرانى : مانند آنكه مردى دزدى كند و بدان شاد باشد ، تو گويى فلان كه به عمل خود شاد است دست ، او را ببرند ، دليل آن نيست كه هركس از احسان كردن به فقرا شاد است هم دست او را ببرند . و از اينجا اندازهء عقل و فكر مروان حكم و امثال او معلوم مىگردد ، با آنكه در تدبير كار دنيا و سياست چنان هوشمند بود ، در امور معنوى چه اندازه ابله بود و بديهات و معنى ظاهر عبارات را نمىفهميد . و امثال وى همه مانند وى . « 3 »

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 282 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 188 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 283 .